X
تبلیغات
جک آباد

جک آباد

يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، ميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگم: "غلط كردم
 

كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت

گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد

اگر ديدي دلي تنها نشسته ميان رنج و غم ها تك نشسته نگو آن دل چرا تنها نشسته بدان كه دوريت او را شكسته
 

ما لحضه ها را مي گذرانديم تابه خوشبختي برسيم غافل از انكه خوشبختي همان بود كه گذشت .

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

m از پیرزنه می پرسن:شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟؟ میگه:ننه مکه که فرار نمی کنه!!!

مهم این نیست که : کی باشیم،کجا باشیم،چرا باشیم، چطور باشیم! مهم اینه که : با هم باشیم،به یاد هم باشیم، برای هم باشیم....

من الان بالای برجم اگه بهم نگی دوست دارم با اسانسور میامم پایین!

یه روز یه آقاهه میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه “تو تنها عشق من هستی” ؟ فروشنده هم میگه : بله آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدین

دعاي شب كودك: خدايا ! خودت مي دوني آب كم خوردم، جيش هم كردم، پس كمك كن صبح كتك نخورم آمييين

میگن وقتی یه خوشگل به اسمون نگاه میکنه ستارها خوشحال میشن و چشمک میزنن........... یه وقت به اسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گاهی وقتها از نردبان بالا می رویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا بایین ایستاده و نرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم

مي دوني چقدر دوستت دارم؟ به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تموم ستاره هاي آسمون ضرب در صفر ..

تصویر عاشقانه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:42  توسط فرزانه  | 

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

تصویر عاشقانه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:36  توسط فرزانه  | 

بهم گفتی: اگه ماه سرما بخوره عطسه کنه، صداش به زمین می رسه؟

گفتم: آره. ولی همه نمی تونن صدای عطسه ماه رو بشنون یا صدای خندیدن خورشیدرو.

گفتی: ولی من صدای عطسه ماه رو می شنوم.الان چند شبه که گمونم سرما خورده!

گفتی: اگه اونوقت حالش  بدتر شد، تب کرد چی؟ کسی هست ببرتش دکتر؟

گفتم: ماه و ستاره هارو خدا خودش خوب می کنه. غصه شونو نخور.

گفتی: خدا که همه رو خوب می کنه. مگه تو وقتی زمین خوردی، پات شکست گریه کردی، خدا پاتو خوب نکرد؟

گفتم: چرا... چرا... رفتم دکتر. دکتر بهم دارو داد. پامو بست.

 .

 .

 .

 .

گفتی: درختارو کی نقاشی کرده؟

گفتم: درختا رو نقاشی نکردن. آفریدن.

گفتی: ای بابا! درختارو که معلومه نقاشی کردن و گلارو... من فقط یه کم به حلزونا و لاک پشتا شک دارم. نمی دونم نقاشین، کاردستین، چی ان؟ خیلی عجیبه!

 .

 .

گفتی: یادت نیست.

گفتم: از کجا فهمیدی؟

گفتی: از چشمات.برق نزد. آدم اگه یاد اون پروانه ها بیفته چشاش برق می زنه. اسم پروانه هه چی بود؟... همون که فقط سه روز زنده بود. یادته؟

 .

 .

... واسه چی گریه می کردم؟

گفتی: بگم؟

مطمئن بودم الان یه چیز از خودت در می آری که سر هم بندیش کنی. تو یه کمی زل زدی به من. انگار داشتی تاثیر حرفتو روی من حدس می زدی. نگاهم رو دزدیدم که یه وقت از توی چشمم کلمه بر نداری تحویل خودم بدی.

 .

گفتم: تو  این حرفارو از کجا یاد می گیری؟

گفتی: یاد نمی گیرم که اصلا... همه شو بلدم.

و نرم و شیرین خندیدی. راست می گفتی. بلد بودی. بدون این که کسی یادت داده باشه. کسی که میره پی یاد گرفتن باید با هزار تا خط کوچیک و بزرگ خودش رو به اون مرکز اصلی وصل کنه.گاهی هم ممکنه اشتباه بره و تا بخواد وصل شه کلی طول بکشه. پیچ در پیچ بشه. یه فراموشیه کوچولو در طول یادگیری می تونه بازی رو به هم بزنه.

اما کسی که بلده فراموش نمی کنه. تته پته نمی کنه. لکنت نمی گیره. زود می ره سر اصل مطلب... چون بلده و جونش یه آئینه کوچیک ساده ست که هرکس به او نیگاه کنه، خودش رو در اون می بینه؛ کامل و شفاف!

و تو بلد بودی. به خاطر همون خط مستقیم....

عروسک تو اگه گم می شد، خدا پیداش می کرد. توی کوچه اگه دعوا می کردی، خدا سواتون می کرد. اگه خوابت نمی برد، خدا می خوابوندت... و اگه تنها بودی خدا می زد پشتت و می گفت: برو... دارمت!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:19  توسط فرزانه  | 

جک

به ترکه می گن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .می گن : تو دریا که درخت نیست ترکه می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبوررررررررم

تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد

تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش

به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده! می گن اين چيه رفتی گرفتی؟! می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم

ترکه ميره از اين ماشين ها ميخره که فرمونش سمت راسته . بهش ميگن حالا راضی هستی ؟ ميگه راضی که هستم ولی نميدانم چرا هر وقت تف ميکنم ميخوره تو صورت خانومم

یه روز یه نفر پیش چند نفر ترک نشسته بود ترکها ازش پرسیدن که چرا همشه به می گن خر؟ اون نفر گفت که من الان به روش ریاضی براتون ثابت می کنم: قبول دارید که وقتی که یک بادکنک را بخریم بعد از باد کردن می ترکه؟ بله پس قبول دارین که "خریدن بادکنک = ترکیدن بادکنک" بادکنک چون در هر دو طرف مسواوی ساده میشه می مونه "خریدن = ترکیدن" عبارتهای مساوی (یدن) را از دو طرف حذف می کنیم میشه "ترک = خر" قبول دارین؟ بله

تركا زنگ مي زنن قم . مي گن : يه امام جمعه برامون بفرستيد . قمي ها مي گن : امام جمعه قبلي چي شد ؟؟ تركا مي گن : اونو كشتيم امام زاده درست كرديم

اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره

تركه داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! تركه گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته!

يه روز يه تركه تو گرماي تابستون مره زير لحاف يكي بهش مي گه اقا تو تركي ميگه از زير لحاف معلومه؟

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

غضنفر واسه اينكه ديگه مسخرش نكنن و بگه با بقيه فرق نداره ميره توي يه اداره كار پيدا ميكنه . خلاصه روز اول كه ميخواد بره سر كار خيلي خوشتيپ ميكنه و كت وشلوارو سامسونت و كراوات و ... . همون وقت كه ميرسه سر كار نگهبان بهش ميگه آقا شما غضنفري ؟‌ غضنفر تعجب ميكنه ميگه از كجا فهميدي ؟ ميگه آخه سامسونتتون رو گذاشتين توي زنبيل

تركه ميره كارواش بهش ميگن ماشينت كو مي گه راه نزديك بود پياده اومدم

از رشتيه ميپرسن از افتخارات شما چيه ؟ میگه اين كه فرزند سه شهيدم

ترکه با عربه دعواش میشه. هی می خندیده. میگن چرا میخندیدی تو ؟ میگه آخه هرچی من بهش فحش میدادم اون برام قرآن می خوند

به ترکه میگن عاشورا چه روزیه؟ میگه فکر میکنم روز جهانی قیمه

بسیجی می ره دم مغازه عروسک فروشی می پرسه ببخشید آقا این خواهرا چندند

آدم به شش دلیل شانس آورده ! چون هوا نمی تونسته بهش بگه: 1.من ادمت کردم 2.برو از شوهر مردم یاد بگیر 3.دیشب کجا بودی 4.پولاتو دادی مامانت 5.مامانم اینا 6.چرا به اون زنیکه نگاه کردی؟

رشتيه

 از کلاس غيرت بر ميگشته ميبينه زنش داره با يه مرد غريبه قدم ميزنه بهش ميگه ان کيه مي گه اصغر آقاس مي گه خب از اين به بعد با همين ميري با همينم بر ميگردي
آخونده تو رشت سوار اتوبوس مي شه به راننده مي گه شما که همش تو جاده ها هستين از کجا مي فهميد بچتون مال خودتونه؟ راننده ميگه دو سال صبر مي کنيم اگه مثل خودمون شد که هيچ اگه نشد ميفرستيمش حوزه
 
يه روز ترکه با نافش بازي مي کنه يهو فشارش مي ده ري استارت مي شه
ترکه مي خواسته ماشينش رو بشوره از پلاکش شروع مي کنه بهش مي گن چرا از پلاک شروع کردي ميگه آخه اوندفعه از سقف شستم رسيدم به پلاک ديدم مال خودم نيست
 
عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي
 
البته ما قصد سیاسی کردن سایت سوتی نامه رو نداریم ولی نام و رسالت سایت ایجاب میکنه که به هیچ کسی رحم نکنیم اینهم سوتی اقای رییس جمهور: بر خلاف ديدگاه بعضي از افراد! من معتقدم زنان گيلاني نيز با حفظ عفاف خود در عرصه‌هاي مختلف در كشاورزي، كشتزار و ديگر عرصه‌ها حضور داشته
اند
تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن:آقا چي شده؟ ميگه:والله منم تازه رسيدم
 
يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه:برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه:برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه:برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين
 
 به ترکه میگن چرا ترک شدی میگه اولش تفریحی بود
تركه از حهنم ميره دم در بهشت ميگه يه كاسه يخ بدين ميگن برو بابا ميگه باشه ولي فردا صبح دنبال آب جوش نياين
تركه داشته بچشو نصيحت مي‌كرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم
 
چه جوري يه ترك رو شناسايي كنيم ؟؟؟ 1- اگه ديدي يه بابايي كاپشنش رو كرده زير شلوارش . شلوترش رو هم تا دم دهنش كشيده بالا بدون ....... 2- اگه ديدي يه بابايي ساعت 8 شب 40 تا نون بربري زير بغلشه بدون ....... 3- اگه ديدي يكي تو كافي نت داره با ياهو هلپر چت ميكنه بدون يارو ....... 4- اگه ديدي طرف تو اتوبان ترمز دستي گشيده بدون ........ 5- اگه ديدي طرف RD داره پشتش نوشته GLX بدون ........ 5- اگه ديدي طرف سيگارش رو ميندازه زير پاي چپش بعد با پاي راستش خاموشش ميكنه بدون ........ 6- اگه ديدي كسي تا آخر اين نوشته رو ميخونه بدون طرف تركه
 
 لره جلوي دبيرستان دخترانه مي افته توي جوب براي اينكه ضايع نشه مي گه هركي منودراره ماله خودشم
به ترکه میگن بچه کجائی؟میگه که چی حالا هر کی یه نقطه ضعفی داره دیگه
ترکه مي ره خارج، ازش مي پرسن اسمت چيه؟ مي گه: sun god between two water gold shit dear wife شمس اله مياندوآبي زرگنده زنجاني
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:59  توسط فرزانه  | 

روزي يك مداح براي اجراي مراسم سوگواري وارد مسجدي شد كه سوگواران را تركها و لرها تشكيل ميدادند مداح پس از كمي مداحي براي اينكه مجلس عرفاني داشته باشد گفت كه چراغها را خاموش كنيد مي خواهم همه شما رابه كربلا ببرم وشروع به مصيبت خواني كرد پس از اتمام مصيبت كه چراغها را روشن كردند متوجه شد همه تركها با ساك يا چمدان نشسته اند پرسيد چه شده چرا ساك برداشته ايد گفتند خودتان گفتيد مي خواهم ببرمتان كربلا مداح گفت لرها كجايند گفتند رفتند ترمينال جا بگيرند

یه ترکه قبر کن بوده، یه روز داشته یه مرده را خاک می کرده که یهو مرده زنده میشه و همه فرار می کنن. بعد از یکی دو دقیقه ترکه داد می زنه: برگردید برگردید، نترسید، کشتمش

تركه يه چراغ جادو پيدا ميكنه غولش مياد بيرون ميگه3 تا آرزو بكن . تركه ميگه اول يه پرايد ميخوام . غول بهش ميده . تركه ميگه دوميشم پرايد بده . غول بهش ميده . تركه ميگه سوميشم يه پرايد بده . غوله بهش ميده و آخر سر ميپرسه حالا اين 3 تا پرايد و ميخواي چه كار ؟ تركه ميگه ميخوام بفروشم يه زانتيا بخرم 

میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟ . . . دور هر دو پشه جمع میشه

یارو میره تو یک ده، ادعا می کنه که من خدا هستم. مردم برای اینکه بترسوننش میگن: پارسال یکی آمده بود و ادعا می کرد که پیغمبر است ما هم گرفتیم کشتیمش. یارو میگه: خیلی کار خوبی کردین، چون من نفرستاده بودم

تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه

تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه

يك روز يك فارس دلش براي ترك ها مي سوزه كه چقدر براي ترك ها جك مي سازند. ميگه ما هم بريم اردبيل يك زره مسخره بازي در بياريم واسه ي ما هم يك زره جك بسازند.يارو پا مي شه مي ره اردبيل بغل تير چراغ برق مي ايسته و به تير در مي زنه .يه تركه از اونجا رد مي شده ازش مي پرسه داري چكار مي كني؟فارس مي گه دارم در خونه ي رفيقم و مي زنم.تركه ميگه اتفاقاً هستن چون چراغاشون هم روشنه

ترکه می ره رستوران گارسون میگه غذای امروز ما کاستیلیدینکوالفر با سسه لیموه .ترکه می گه: کاستیلیدینکوالفر با سسه چی چی؟

يه روز يك تركه با يك نفر دعواش مي شه يارو بهش مي گه پدر سوخته. تركه مي گه : با كي بودي؟ يارو مي گه: با تو بودم تركه مي گه :خوب شد با تو بودي وگرنه اگه با من بودي پدرتو در مي آوردم

تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟! تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده

ترکه یه آخوند رو میبینه ميگه: سنباد !!! چه بزرگ شدی

در تبریز به مناسبت میلاد حضرت علی به کسانی که نامشان میلاد بود جوایزی داده شد

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. ميگه :آره ولي لگتي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

عمراً اينارو بدوني....... 1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت 2- صداي اردک اکو ندارد 3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 4- مورچه ها نمي خوابند 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6- کد کشور روسيه 007 است 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند 9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد

يه نفر ميافته تو چاه هي ميگفته كمك ... يكي به من كمك كنه ... تركه هم كه از اونجا رد ميشده يه پنج تومني ميندازه و ميگه .. آخه اونجا هم جاي گدائيه ؟

ركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

 يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟ بچش ميگه: 16 سال ! ترکه ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميگره بيرون، تركه ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد

یه ترکه می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟ میگه می خوام خودکشی کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم

ترکه غیرتی میشه به زنش میگه کجا میری؟ زنش میگه حموم ترکه میگه : نمی خواد خودم میرم

 

يك شب تلوزيون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن

تركه داشته تو پارتي ميخونده: ميخوام كه با بوسه گل لباتو پرپر كنم... يه دفعه كميته ميريزه تو پارتي. تركه ادامه ميده: گلهاي پرپر شده رو هديه به رهبر كنم...(عجب تركي

رکه جا پارک گیرش نمیاد میگه خدایا اگه یه جا پارک واسم پیدا کنی امروز نماز میخونم در همین لحظه یه جا خالی میبینه میگه خدایا نمیخواد خودم پیدا کردم

يه روز يه اصفهاني و يه تهراني و يه قزويني مي ميرند.آنقدر به خدا التماس مي کنند تا اينکه خدا با برگشتن آنها به دنيا موافقت مي کنه به شرطي که ديگه گناه نکنند وگرنه سنگ مي شوند. خلاصه آنها به دنيا برمي گردند.همان اول کار تهرانيه يه دختره را ميبينه و مي افته دنبالش. همان دم سنگ مي شه.بعد مدتي اصفهانيه يه ?? توماني روي زمين مي بينه خم ميشه که برداره قزوينيه مي گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردي هم منو

ترکه گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش مي‌پرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ بنده‌خدا ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. ترکه ميگه: خوبه همينو بدين

به باباي حسين فهميده ميگن نظرت در مورد رشادت فرزندت چيه؟ ميگه بي خيال بابا من هنوز دارم قسط تانك ميدم

تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

سه ديوانه هم اتاقي بودن، يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا و پايين مي‌پرن و ميگن: ما سيب‌زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم ولي سومي ساكت نشسته! رئيس تيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه. ازش پرسيد: تو چرا با دوستات نيستي؟ ديوونه سوميه هم ميگه: آخه من كف ماهيتابه چسبيدم

موسي در قزوين: اي موسي عصايت را به زمين بنداز. و موسي چنين کرد . و ندا امد حالا اگه جرات داري برش دار

يه روز يك تركه با يك نفر دعواش مي شه يارو بهش مي گه پدر سوخته. تركه مي گه : با كي بودي؟ يارو مي گه: با تو بودم تركه مي گه :خوب شد با تو بودي وگرنه اگه با من بودي پدرتو در مي آوردم

دختر رشتيه تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزن

رشتيه ميگه شدت زلزله اونقدر زياد بود كه زنم رو 10 تا كوچه بالاتر از زير آوار پيدا كردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:37  توسط فرزانه  | 

جک و آف لاین های توووووووپ

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم

 

متلك هاي بسيجي ها به دخترها: 1- نمازتو خوندي خانومي؟...2-روزه هاتو بگيرم جيگر؟...3- وقت داري واسَت دعا كنم؟...4-حيف كه روزه ام ، و گرنه جيگرتو ميخوردم...5- اگه نمازتون دير شده برسونمتون خواهر !!! اوه

 

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سریع جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه

 

ای یار به جهنم که مرا دوست نداری از عشق تو هرگزنکنم گریه و زاری اگر روزی بری و یار بگیری الهی تب کنی فرداش بمیری الهی سرخک و اوریون بگیری تب مالت و فشار خون بگیری اگر بردی از این ها جان سالم الهی درد بی درمان بگیری الهی تو بمیری من بمانم سر قبرت بیام قرآن بخوانم

 

سخت ترین سوال کنکور ۸۶:سهمیه خودرو سواری ۲ گانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟


يه توپ دارم قلقليه ....... موهاي سرم فرفريه ...... آف جديد نداشتم ......سرت كلاه گذاشتم

 

تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه

 

يکي به پسرش مي گه مي خوام برات زن بگيرم. پسر مي گه نه حالا باشه...ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواي ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه! بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه! ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه :باشه! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه ! ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه ..... سياستو حال کردين

 

دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز تموم ميشه . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه

 

معتاده وایساده بوده کنار خیابون به تاکسیها می گفته: عید عید یه راننده نگه می داره می گه : ما خیابونی به نام عید نداریم .معتاده می گه : ای بابا چقدر از ادم حرف می کشید منظورم شر بهاره دیگه !!!


خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* همیشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پی ام ها* جواب میده خدا رو دوست دارم چون حرفای آدم رو *سند توآل* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون هیچ کسی رو *ایگنور* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست
 

 

به یارو می گن :دیدیو بکهام رو می شناسی؟ می گه: اره بابا سر کوچمون تعویض روغنی دار

 

خواستگاري : مادر داماد: ببخشيد كبريت داريد ؟ مادر عروس: براي چي ميخواين ؟ مادر داماد: داماد ميخواد سيگار بكشه. مادر عروس : مگه داماد سيگار ميكشه ؟ مادر داماد: نه، يكم مشروب خورده بعد از مشروب هم سيگار ميچسبه مادر عروس: مشروبم ميخوره ؟؟ مادر داماد: نه، غمار كرد و باخت ناراحت بود يكم مشروب داديم بهش مادر عروس: غمار بازم هست ؟ مادر داماد: دوستش تو زندان يادش داده مادر عروس: زندانم رفته ؟؟؟ مادر داماد : آره زن اولش براي مهريه شكايت كرده

 

سه تا آبادانيه داشتن واسه همديگه خالي ميبستن، اولي ميگه: مو مثل حضرت علي هستُم با يه دست ميتونُم در خِيبر رو بلند ˜ُنُم! دومي ميگه: اين ˜ه چيزي نيست كاكا، مو مثل حضرت عباس هستُم با يه شمشير ميزنُم [xxx] نفر رو مي˜ُشُم! نفر سومشون همين جور ساكت وايستاده بوده، دريا رو نگاه ميكرده. بهش ميگن: تو چرا هيچي نميگي؟ ميگه: كاكا تا حالا ديدي خدا حرف بزنه

 

ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين

 

روز قيامت خدا به مردا مي گه :اونايي که تو دنيا زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه مردا بدو بدو مي رن سمت چپ جز يکي. خدا مي گه يني چي چرا تو مثل بقيه نبودي؟ اين همه مرد و اونوقت تو.... مرد مي گه :خانوومم گفته اين جا واستم

 

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

 

يك روز يك ازرائيل مياد خونه ي قزوينيه ميگه شناسنامت رو بده مي خوام باتلش كنم . قزويني : زيره فرش جرات داري برش دار

 

سوال: يه مورچه زير چرخ تريلي له ميشه ولي نمي ميره چرا؟ جواب: دعاي خير پدر و مادر پشت سرش بوده

 

ترکه از يه نفر ميپرسه ساعت چنده طرف ميگه ۵ . ترکه ميگه ای بابا از صبح هر کسی يه چيزی ميگه

ترکه داشته میرفته میبینه گوشه ی خیابون یه روباه مرده , میگه شانس اوردم وگرنه گولم ميزد

 

از احمدی نژاد ميپرسن چه ورزشی ميكنی ؟ ميگه : جوونيام هالتر ميزدم اما حالا كه حال ندارم فقط تر ميزنم

يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من

 

به تركه ميگن با وطن جمله بساز ميگه : من رفتم حمام و تنم رو شستم بهش ميگن نه با ( ط ) دسته دار باشه . تركه ميگه : اتفاقا با طي دسته دار تنمو شستم

 

ترکه میره ته استخر تا میاد بالا میگه کاشی کاره عجب نفسی داشته

 

ترکه سوار سمند میشه. صدای زن میاد : درب خودرو باز است... ترکه درو می بنده میگه بستم!! حالا هرجا قایم شدی بیا بیرون جیگر

 

یارو تو انتخابات کاندید میشه، بعد که رای‌ها رو میشمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب میره خونه، خانومش در جا یکی میخوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یک زنه دیگه هم وسطه

 

غضنفر میگن: جسم شفاف رو تعریف کن: میگه جسمی که از اینطرفش، اون طرفش معلوم باشه، بهش میگن: بارک الله، حالا یه مثال بزن: میگه نردبون

 

دو تا ترک با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ........

.

تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق دزدیدن

 

در یک نظر سنجی از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه جالبی به دست آمد از این قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟ و کسی جوابی نداد چون در آفریقا کسی نمی دانست غذا یعنی چه؟ در آسیا کسی نمی دانست نظر یعنی چه؟ در اروپای شرقی کسی نمی دانست صادقانه یعنی چه؟ در اروپای غربی کسی نمی دانست کمبود یعنی چه؟ در آمریکا کسی نمی دانست سایر کشورها یعنی چه؟

 

 

آقایx مياد تهران ميبينه همه آستين كوتاه پوشيدن،ميگه وااااا !!! پس اينا دماغشونا با چي پاك ميكنن؟!!

 

ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتم

 

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم

 

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم

 

زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه

 

بخشی از شاهکار ادبی لری : یکی بید یکی نبید 3تا درخت بید که 2تاش بید بید یکیش بید نبید اونی که بید نبید وسطه اون 2تا بید بید

 

امام جمعه اردبيل :اين لطف خدا بود که آمريکادر بازيهاي آسيايي حتي يک مدال هم نياورد

 

گرگه با هزار زحمت آي دي شنگول و منگول رو پيدا ميکنه باهاشون قرار ميزاره ، وقتي ميره سر قرار ميبينه چوپان دروغگو با مردم ده منتظرن

 

يگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد... ميگن افتاد مرد ؟ ميگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر کنده شد و افتاد! بهش ميگن اون موقع مرد؟ ميگه: نه آقا جان، بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن: خوب اين دفعه مرد دیگه ؟ یارو ميگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد! بهش ميگن: حتماً اين دفعه مرد ؟ ميگه: بازم نمرد، ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه، با تفنگ زديم کشتیمش

 

اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن

 

يه بار 2تا ضايع با هم ازدواج ميکنن بچشون ميشه تاب

 

پيرزنه تو اوتوبوس هي ميگفته ني ناي ني ناي ني ناي ناي ، همه هم دست ميزدن براش بعد يهو دست ميکنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه نياوران نيگه دار

 

دكتر به يارو ميگه : دوتا خبر بد دارم اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده ميموني يارو ميگه دوميش چيه؟ دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:23  توسط فرزانه  | 

يه روز دختر ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم قشنگه؟ باباه ميگه: آره دخترم. حالا بگو چي كشيدي؟ دختره مي كه يه گاو با علف. باباه ميگه: پس كو علفا؟ دختره ميگه: گاوه همشو خورده! باباه باز مي پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت

 

 یه نفر جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره

 

فارسی را پاس بداريم: كفش : نفربر،.......دمپايي : منبر،.......ماشين : مراكش ،........آينه : من درش پيدا،.........شيشه : اونورش پيدا،.......حمام : پاكستان،........دوش: آب چرخ كن ، ........چنگال : يكي بود يكي نبود، ......بادمجان: خيار عزادار .........، كشتي : تش خيس .........، قايق : كفتر،......... مگس : پرويز ، خرمگس: سيد پرويز ،........ مادر: رسواي عالم ، ..........پدر: معماي ناشناخته

 

ديرين ديرين ديرين ديرين ديرين ديرييييين ديييريريرين . . . . . . . . . . . بي ذوق با احساس بخون آهنگ پلنگ صورتيه

 

سلام سلامتي مياره ، سلامتي نشاط مياره ، نشاط شادي مياره ، شادي زندگي مياره ،زندگي زن مياره ، زن بچه مياره ، بچه دردسر مياره ، دردسر بدبختي مياره ، اصلاً سلام نکن سنگين تره

 

آخونده ميگن جوونا شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشن

 

 یه روز سه دیوونه میرن توی د ریا شنا کنند بارون مییاد یکی دیوونه ها میگه بریم زیر اب خیس نشیم

 

به تهرانیه میگن خانوادت رو تعریف کن:میگه:صا ایران -موبایل -آمریکا...ازش میپرسن یعنی چی
میگه: دخترم صا ایرانه که هر روز بهتر از دیروزه-زنم مثل موبایله که هیچ وقت در دسترسم نیست-خودم هم آمریکا هستم که هیچ غلطی نمیتونه بکنه


تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد

 

به يه تركه ميگن چرا رو رودخانه پل ميسازند ميگه براي اينكه قايق ها از زير اون رد بشن

 

ترکه باباش ميميره نميتونه خاکش کنه فيتيله پيچش ميکنه

 

میخواستند ترکه رو سر کار بزارن- دو طرف یه برگه می نویسند :اون طرف رو نگاه کن

 

میدونی تو تبریز برای دوشیدن گاو چند نفر لازمه؟ ۲۰ نفر، یه نفر پستون رو نگه میداره، ۱۹ نفر هم گاو رو بالا پایین میکنن

 

اصفهانیه موبایل می خره...عجالتا صفرش رو قفل می کنه

 

به تركه ميگن شهرتون چند تا آثار باستاني داره؟ ميگه فعلا هيچي نداره ولي دارن مي سازن

 

تهرونيه بنگاه معاملات ميزنه.خلاصه نشسته بوده تو دفتر خالي، كه ميبينه يكي داره میاد داخل. تهرانی خر هم واسه اينكه کلاس بذاره و يارو رو مشتري كنه تلفن رو برميداره و شروع می کنه به وراجی: ... جون حاجي راه نداره، زير سيصد ميليون نميتونم . نه جون تو...پولش....به جان کامبیزم ... من همين .قربون تو... چاكريم....
اين مدت اون بابايي كه اومده بود تو هم همينجور داشته بر و بر تهرونی الاغ رو نگاه ميكرده. خلاصه تهرونيه گوشي رو ميگذاره و ميگه: شرمنده... سرم خيلي شلوغه ... فرمايش؟ يارو يكم تهرونيه رو نگاه ميكنه، ميگه: والله من از مخابرات اومدم خط تلفنتون رو وصل كنم!

 

لره رفته بوده خونه خدا - میاد و پرده روی کعبه رو میگیره و فریاد میزنه: خدایا ! چرا مردی؟؟ ترکه میاد پیشش و میگه: خاک تو سرت کنن ! خدا نمرده- شهید شده

 

تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود

 

به غضنفر میگن چی شد که معتاد شدی
میگه با بچه ها قرار گذاشتیم که جمعه رو که تعطیله بریم تفریحی بکشیم....زد و امام مرد...دو هفته تعطیل شد

 


آبادانيه مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده. يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست. آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه!
یه زمانی تهران واقعا حومه آبادان بود

 

يه روزترکه رو بردن براي بازديد از مناطق بمباران شده و يك مدرسه كه در اثر بمباران به خرابه تبديل شده بود بهش نشون دادن. ترکه اونجا رو كه ديدگفت: باز هم خدا رو شكر كه خورده توي خرابه،

 

تركه نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش ميكنند و تركه هم اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه يارو ممتحنه ميبينه تركه خيس عرق شده، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا، زير لب فحش خوار مادر ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ تركه ميگه: ايلده همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم!

 

ترکه حسابی ميره تو فکر با جرثقيل درش ميارن

 

ترکه شلوارشو برعکس میپوشه ننش بهش میگه:
الهی قربونت برم ننه ٬که وقتی داری میری انگار داری میای!

 

يهو يكي از اوون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر, خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت هم سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه ديگه اين زندگي براي من معني نداره. خودشو از اوون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اااه.. من كه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اااه..! اصلا من كه غضنفر نيستم!

 

ترکه دكتر ميشه .بعد به مريضش دو تا قرص ميده- ميگه :يكيشو يه ربع قبل از خواب بخور.. يكيشم يک ربع قبل از بيداري

 

ترکه ميره لامپ فروشی ميگه ببخشيد- شرمنده -گلاب به روتون- لامپ دارين? يارو ميگه بله ولی چرا گلاب به رومون؟ ترکه ميگه آخه واسه دستشويی می خوام

 

یکی با ترکه دعواش میشه. بعد از کلی بحث طرف به ترکه میگه: گیر عجب خری افتادیما...ترکه هم جواب میده: خودت گیر عجب خری افتادیما

 

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

 

عربه میره دکتر و میگه: آقای دکتر کمکم کن! من هر شب خواب می بینم که دارم توی تیم ملی خرها بازی می کنم! دکتره بعد از معاینه بهش میگه: این قرصها رو از همین امشب بخور تا راحت بشی. عربه میگه: نمیشه از فردا بخورم...؟ دکتره میپرسه آخه چرا؟! عرب خر میگه: آخه امشب مسابقه فیناله!!!

 

از یه تهرانی میپرسن: چرا شما آخر همه حرفاتون یه ان میذارید : میگید مثلا-حتما-معمولا-جدا؟.....تهرانی خر جواب میده: والا اینا همش شایعن --------شایعه است

 

يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: ايلده خلبان اسپيكينگ! 603;ينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم ! 607;هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه مي‌گذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: ايلده خلبان اسپيكينگ... مسافران ريپيد افتر مي! اَشهداَن‌لااله‌الله!...

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:12  توسط فرزانه  | 

تركه اومده بود زنشو طلاق بده. بهش گفتند چرا؟ گفت: به خدا از دست اين زن خسته شدم! از همون روز اول، هرچی‌ جلو دستش بود پرت ميچرد به من! بهش گفتند: پس چرا بعد از اين همه سال، الان اومدی طلاقش بدی؟ تركه گفت: آخه كپی اوغلی تازگيها نشونه جيری‌اش بهتر از گبل شده!

 

يه تركه داشته آب جوش مي‌ريخته توي باغچه! وقتي مي‌گن چرا اين كارو مي‌كني مي‌گه: آخه چاي كاشتم!

 

جشنواره‌ي جديدترين فيلم هاي هاليوود
1) پت و مت باشرکت ميرزاپور و رحمان رضایی 2)برادران افسانه‌ايي با شرکت برانکو و چلنگر 3)تام و جری با هنرنمايي فيگو و کعبی 4) فيلم پر طرفدار لنگ دراز با شرکت علي دایی

 

به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم

 

به ترکه میگن اگه تو دریا کوسه ماهی بزنه دنبالت چکار می کنی؟؟ میگه میرم بالای درخت!! میگن آخه اونجا که درخت نیست... داد میزنه میگه: مجبورم... می فهمی؟؟ مجبورم!!!

 

تركه داشته توي خيابان راه ميرفته كه يكي از راه ميرسه
محكم ميزنه توي گوشش
تركه بر ميگرده به طرف ميگه شوخي بود يا جدي؟
طرف جواب ميده خيلي هم جدي بود
تركه ميگه خوب شد چون من اصلا با كسي شوخي ندارم

 

 ترکه و لره رفته بودن کوهنوردی-وقتی به نوک قله می رسن برای چسباندن پرچم هایشان که یکی مال لرستان بوده و یکی هم مال آذربایجان دعواشون میشه. خلاصه ترکه لره را پرت می کنه از کوه پایین و لره پرچم بدست میفته روی یک الاغ و پرچمش فرو میره توی قمبل الاغه....ترکه هم از بالای کوه میزنه توی سر خودش و میگه: ای وای! که نسلم اسیر شد

 

ترکه صبح ميره مغازه و کرکره رو بالا ميکشه و ميگه :بسم الله رحمان رحيم ...وارد ميشه و ميبينه همه مغازه رو خالي کردن ! کرکره رو ميکشه پايين و ميگه: صدق لله علي العظيم

 

زمان جنگ یه خلبان عراقی داشت رشت رو بمباران می کرد. دید مردم بخار ندارن: اومد پایین با کمربندش شروع کرد به زدن مردم


ترکه نذر مي کنه اگه دانشگاه قبول بشه --> مادرشو پياده بفرسته کربلا!!!!!!!!

 

 

رشته های مخصوص آقایون:

مخ زدن دختر بسیجی در 10 ثانیه
تحمل 10 دختر سمج در 60 ثانیه
دوی استقامت در حیاط مدرسه دخترانه
رقابت با دخترها در رشته چونه زدن و پر حرفی پشت موبایل و تلفن(سنگین ترین رشته که اغلب اقایون انصراف می دن)
ناز کشی دختر( می دونم خیلی سخته)

 

وزارت ارشاد اعلام کرد شعر اتل متل توتوله به دلايل زير غير مجاز است : استفاده از زن کردي . ترويج بي حجابي. استفاده از کلمات رکيک .شعر اصلاح شده: اتل متل زباله -گاو قلي باحاله -هم شير داره هم آستين-شيرشو بردن فلسطين -بگير يک زن راستين -اسمشو بگذار حکيمه- که چادرش ضخيمه

 

به ترکه ميگن برو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن ... خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد سرش ميخوره به کف استخر ... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم!!!

 

یه آدمخوار غضنفرو دنبال میکنه، غضنفر میره بالای درخت. آدمخواره میگه: بیا پایین! غضنفر میپرسه: واسه چی بیام؟ آدمخواره جواب میده: آخه من آدمخورم. غضنفرمیگه: اِ....حالا ه موقع خوردن رسید ما آدم شدیم!!!؟

 

برنامه هاي 24 ساعت آينده تلويزيون : عناوين برنامه ها : شبکه 1 : کودکان مظلوم فلسطيني در يک نگاه - شبکه 2 : فلسطين و مشکلات آن در خاورميانه - شبکه 3 : برنامه اسراييل خره گاو منه - شبکه 4 : فلسفه به وجود آمدن اسراييل خرترين رژيم دنيا - شبکه 5 : چگونگي تشکيل جنبش حماس - شبکه 6 : خبرهاي فلسطين و لبنان - شبکه 7 : فيلم مستند از زندان هاي اسراييل - شبکه 8 : آمريکا + اسراييل =يه مشت آدم گوسفند.... بشينيد و از اين تنوع برنامه ها لذت ببريد

 

شعارهاي جديد انرژي هسته اي:
انرژي هسته اي آزاد بايد گردد!
آمريكا در چه فكريه... ايران پر از هسته‌ايه!
واي اگر انرژي هسته اي حق مسلم ماست!
تا خون در رگ ماست... انرژي هسته اي حق مسلم ماست!
عقاب آسيا كيه؟ ... انرژي هسته ايه!!!
ما انرژي هسته اي ميخوايم ، يالا يالا ، حالا واي واي ، واي واي واي واي

 

در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران: درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي

 

عابر بانكهاي اردبيل را جمع مي كنند از مسئولش مي پرسن چرا جمع كردي مي گه: ,والا مردم این شهر بجای دریافت پول ...داخل عابر بانکا شمع روشن می کردن!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:9  توسط فرزانه  | 

هواپيمايي درحال سقوط بود و يک چتر نجات کم بود، بنابر اين يک نفر بايد فداکاري مي کرد. زين الدين زيدان يک چتر بر داشت و گفت:« من بهترين فوتباليست جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم » اين را گفت و پريد.
جکی چان هم يک چتر ديگر بر داشت و گفت:« من محبوب ترين هنرپيشه جهان هستم و بايد نجات پيداکنم.» اين را گفت و پريد.
ترکه هم يک چتر بر داشت و گفت:« من باهوش ترين موجود دنيا هستم و بايد نجات پيدا کنم.» اين را گفت و پريد.
فقط دو نفر در هواپيما مانده بودند. يک پسر بچه نه ساله و یک پیرمرد. پیرمرد گفت:« فرزندم. من عمر خودم را کرده ام و آينده پيش روي تو است. بيا اين چتر را بردار و خودت را نجات بده.»
پسر بچه گفت:« احتياجي نيست. اون آقاهه که مي گفت باهوش ترين موجود دنياست، با کوله پشتي مدرسه من پريد بيرون.»

 

تركه مي خواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل مي خوابه. بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا برمي داري ؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه امد

 

تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، غضنفر ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه!!!!!

 

روزي گنجشكي كه ادعا مي‌كرد زورش از فيل هم بيشتر است به فيلي گفت: «بيا با هم دعوا كنيم.» فيل قبول كرد و با ضربه خرطومش گنجشك را نقش زمين كرد و گفت: «ديدي زور من بيشتر است!» گنجشك كه همه پرهايش ريخته بود، گفت: «حالا كجايش را ديده‌اي! من تازه كتم را درآورده‌ام

 

ترکه میره آمریکا .ازش می پرسن اسمت چیه؟ می گه : POWER GOD NEW DAYS
می پرسن معنیش چیه؟ می گه: قدرت الله نوروزی!

 

ترکه در حین سخنرانی داشته جنگ ايران و عراق رو با دوره حضرت محمد(ص) مقايسه مي کرده:
سربازان ما همانند سربازان صدر اسلام نترس بودند
فرماندهان ما همانند فرماندهان آن دوره شجاع و متدين بودند
خلبانان ما هم همانند خلبانان دوره پيامبر...بهش ميگن بابا دوره پيامبر که خلبان نبوده
بلند جواب ميده پس جعفر طيار چه بود؟!!

 

اصفهانیه میره دکتر میپرسه آقای دکتر من چکار کنم خساستم از بین بره؟ دکتر جواب میده : ژنتیکیه، ولی اگه 18 میلیون خرج کنید مغزتونو جراحی میکنم خوب میشید. خلاصه عملش میکنند بعد که به هوش میاد و میخواد بره خونه میگه: آقای دکتر سکه 25 تومنی باقیه پولمو بدین، اگه توی راه خیلی خسته شدم باقیشو با واحد برم!

 

بليط هاي اصفهان از 20 تومن به 10 تومن كاهش پيدا مي كنه، اصفهانيا اعتراض مي كن. ازشون مي پرسن واسه چي اعتراض كردين مي گن چون قبلا كه پياده مي رفتيم 20 تومن به نفعمون بود، اما حالا 10 تومن به نفعمونه!

 

در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟

 

رشتیه میگه آووووووو! جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکي ما قرار خواهد گرفت
.لره ميگه: چرت ميگه، چون قم 2 تا نقطه بيشتر نداره
ترکه ميگه جفتتون زر مي زنيد چون "گم" اصلا نقطه نداره!.

 

اولي: آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت مي كوبيد به ديوار خونمون!
دومي: عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا مي شن. حتماً نذاشت بخوابي؟
اولي: نه، خوشبختانه خواب نبودم، داشتم شيپور تمرين مي كردم!

 

ترکه بچش تو مشهد گم ميشه، نذر مي كنه و ميگه : يا امام رضا ! دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد

 

لر را تعریف کنید:موجودیست استثنایی که در دامنه ی شرقی زاگرس به طور اتفاقی و کمیاب یافت می شود و برای دفاع از خود سنگ پرتاب میکند


المپيک حوزه‌ي علميه ق.م شروع شد... مواد امتحانی؟ 1.پرتاب عمامه 2.پرش با عبا 3.دویدن با گيوه‌ي نوک تيز 4.پرش از منبر 5.شطرنج دو طرفه با تسبيح!

 

 


 

 

هفت سين جمهوري اسلامي : 1)سنگسار...2) سرکوب..3) سانسور..4) سلول و سياهچال...5) سوگواري..6) سياه پوشي ...7) سينه زني، سياهي و ظلمت

 

 ترکه لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شالا .... ،ازش ميپرسن چه کار ميکني؟ ميگه :پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ...عجب نفسي داره ها

 

يه روز يكي ميره بقالي، ميگه: آقا صابون داري؟ ميگه: آره . مرده ميگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من يه كيلو پنير بده

 

 نازکترين کتاب دنيا منتشر شد . . . . ؟ ؟ ! چيز هايي که آقايون در مورد خانم ها ميدانند.؟؟؟؟

 

يه روز غضنفر گرگم به هوا بازي ميكرده جو ميگيرتش سه نفرو ميخوره

 

 امروز دیدم که لامپ صبر من از ذوق روشن شدن سوخت

 

اداره کل مخابرات کشور به هموطنان لر برای هزارمین بار هشدار داد که با کارت هوشمند سوخت نمیتوان به جایی زنگ زد

 

مي دوني شباهت هويج با مانتو کوتاه چيه هر دو نور چشمو جذب ميکونند

 

سه نفر پلیس مخفی میشن. الان نیروی انتظامی 4 ساله دنبالشون می گرده بهشون حقوق بده

 

 زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيکل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست

 

ميگن توي اصفهان همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 9:59  توسط فرزانه  | 

جک...

به غضنفر می گن نظرت راجع به 4 معقوله شعور .عقل.فکر و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهار محال بختیاری

 

به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور

 

o-<--<    >-->-o   o-<--<    o-<--<    o-<--<    >-->-o
اينا همه جنازه كساني است كه به تو چپ نگاه كردن!

 

یک بار سارق مسلح میره خونه ترکه دزدی اول رو می کنه به برادر ترکه میگه اسمت چیه میگه رحیم
دزده میکشتش رو به زن غضنفر میکنه میگه اسمت چیه
میگه فاطی دزده میگه چون اسم زنم فاطی هست کاری باهات ندارم
رو میکنه به غضنفر میگه اسمت چیه
غضنفر میگه والا اسمم غضنفر هست ولی تو خونه صدام میکنن فاطی

 

ترکه مي خواسته به زنش حرف عاشقانه بزنه ميگه : در قلب مني هرگز

ترکه عصر پنج شبه باهواپيما مسافرت مي كرده.مهمانداربايك پرس غذا ازاو پذيرايي ميكند.
ترکه مي گه خيلي ممنون من فاتحه مي فرستم.

 

گزارشگره صدا وسيما ازيه تركه ميپرسه نظرت راجب اين محله كه هنوز اسفالت نشده چيه؟ تركه ميگه: بسم الله الرحمن الرحيم ، باسلام خدمت شما وبيننده گان عزيز و همچنين پرسنل محترم شهرداري ومقام معظم رهبري خانواده محترم شهداى دفاع مقدس ، جان
بازان ومعلولين و ايثارگران ،،، من بچه ی اين محل نيستم

 

ترکه زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. ترکه می گه: الو اکبر نون نخر مامانت خریده!

 

دو تا تركه دو تا گاو ميخرن ، ‌اولي به دومي ميگه : حالا چيكار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن ؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن ، من يه گوش گاومو ميكنم . بعد از چند وقت ، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه : تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم . از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه . خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه ، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه : اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

 

به ترکه ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد

 

به تركه ميگن يه اگهي تبليغاتي برا خمير دندون پونه بساز---> ميگه: خمير دندون پونه چشما رو نمي سوزونه

 

شهردار تبريز اعلام كرد كه ميخواد مسير تهران- تبريز و برعكس رو آسفالت كنه.؟؟

 

یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه عجب مكافاتيه ها... حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم

 

ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!.

 

تو جاده پليس جلو يه ماشينو ميگيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 100 هزار تومن شدي حالا ميشه بدونم ميخاي باهاش چي كار كني؟ مرد ميگه:ميرم گواهينامه ميگيرم زنش سريع ميگه :جناب سروان اين وقتي مشروب ميخوره پرت و پلا زياد ميگه بچشوون از اوون پشت ميگه بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مياد :از مرز رد شديم يا نه؟

 

به یه تركه یه اره برقی میدن میگن برو 1000 تا درخت ببر.
996 تاش رو می بره .. خسته میشه می شینه..
بهش میکن که بابا پاشو اره رو روشن کن 4 تا دیگش رو هم ببر تموم بشه دیگه...
میگه : اِ اِ اِ .. مگه روشن هم میشه؟؟؟؟؟؟



تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟

 

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت [xxx] از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيش

 

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه

 

تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه

 

بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 9:45  توسط فرزانه  | 

جمله های قشنگ

زندگي کوچه اي ست تاريک و تنگ هردم از اين کوچه عابري مي گذرد..تک نشاني که زعابر مي ماند ياد اوست و صداي اوست و..رد پاي اوست

 

کاش واژه محبت انقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود.کاش دلها انقدر خالص بودندکه دعاها قبل از پایین امدن دستها مستجاب میشدند.

 

آرزویم این است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشی، عاشق آن كه تو را می‌خواهد، و به لبخند تو از خویش رها می‌گردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه كه دلت می‌خواهد!

 

زیر پاهام برگ های خشکیده ، که اونا هم دل خوشی از درخت ندارن میگن درخت میگفت که دیگه وقت تعویض فصله موقع ریزش برگ های خشکه ولی من می دونم که همش بهونه بوده درخت از برگ های خشکیده خسته بوده

 

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد.

 

دو تا ادم برفي در دو طرف رودخانه اي با ديدن هم عاشق هم مي شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شايد تو اب رودخانه بهم برسن

 

زندگي کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامي ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتي اگر نباشيم.

 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 

آهاي بهانه ي قشنگ زندگيم . سلام خيلــــي دوست دارم فقط همين

 

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

 

حکایت جالبی است که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد.!

 

بانگاهم به گل گفتم:از تو زيباتر چيست؟ گفت زندگي زندگي كردم ديدم زيباست اما بي وفاست به زندگي گفتم از تو زيباتر چيست؟ گفت :عشق عاشق شدم ديدم زيباست امامي سوزاند به عشق گفتم: اين چه رسميست ازتو زيباتر كيست گفت:دوستي ياري جستم ودر اوج زيباييها غرق شدم وتو را براي دوستي انتخاب كردم

 

از خدا پرسيدم دوست داريد بندگانتان چه بياموزند؟ گفت: "بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند، عاشقشان باشد" "بياموزند که انسانهايي هستند که آنها را دوست دارند اما نمي دانند که چگونه عشقشان را ابراز کنند..."

 

چه كسي مي داند كه تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟ چه كسي مي داند كه تو در حسرت يك روزنه در فردايي؟ پيله ات را بگشا... تو به اندازه يك پروانه زيبايي

 

ميخوام اتوبوس بسازم ....

 اتوشو دارم اما بوس ندارم ..

 يه بوس ميدي ؟

 لازم دارم.

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

 

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 9:41  توسط فرزانه  |